سلام دوستان

اولا با عرض شرمندگی از اینکه مدتی به خاطر نبود دسترسی به اینترنت نتونستم در خدمت باشم

الان هم بعد از دو روز که اینترنت دارم تازه برچسب فارسی کیبرد رو چسبوندم, واقعا کیبرد فارسی نعمته و ما نمیدونستیم

خلاصه بگم از مراحل مسافرت که با هزار مکافات بالاخره سر و ته کارا رو تو تبریز تا 26 تیر بند آوردیم و راهی تهران شدیم

یه روز در تهران هم دنبال بیمه و ... که دیگه از فشار کارا بعضی موقعا یادم می رفت کیم و کجام

29 صبح ساعت 3 نصف شب از خواب بیدار شدیم و راهی فرودگاه امام که چون دفعه اول ما فقیر فقرا بود خوب نمیشناختیم و تا ساعت 8 صبح حیران و سرگردون و در تحویل بار و ... (از بارا بگم که 6 تا چمدان 30 کیلوئی و 3 تا کوله و ...)

بالاخره ساعت 9 هواپیما چرخهاشو از زمین کند و ما راهی دیار غربت شدیم با سینه ای پر از آرزو و امید

*پی نوشت: آقا بهرام ایمیلت آماده است, اس ام اس می فرستم واست.